خوانشی در تحولات صحنه در سرزمینهای اشغالی فلسطین
در سایه وخامت روزافزون اوضاع منطقهای، اظهارات مکرر و درخواستهای پیدرپی رژیم صهیونیستی برای الحاق کرانه باختری، پرده از تحولی کیفی و خطرناک در ذهنیت سیاسی این رژیم برمیدارد.
این تحول صرفاً به اشغال نظامی محدود نمیشود، بلکه بهسوی مشروعیتبخشی کامل به الحاق سرزمینهای فلسطینی پیش میرود؛ روندی که بر پایه ایدئولوژی توسعهطلبانهای فزاینده و افراطی شکل گرفته و صلح و ثبات منطقه را با تهدیدی جدی مواجه ساخته است.
این مسیر، نهتنها تمایل ذاتی به شهرکسازی را عیان میسازد، بلکه نشاندهنده کنارهگیری آشکار از هرگونه تعهد به قوانین بینالمللی است. این سیاست مبتنی بر این باور استوار است که خلأ منطقهای و همراهی نهادهای بینالمللی، برای تبدیل اشغال به یک واقعیت دائمی و قانونی، کافی است.
خطر اصلی اما، تنها در اقدامات اشغالگر نهفته نیست، بلکه در پیامدهای لرزهآور آن بر نظام بینالملل نیز نهفته است؛ چرا که تداوم چنین سیاستهایی بدون بازدارندگی مؤثر، مشروعیت اخلاقی نهادهای بینالمللی را از بین میبرد و این پیام نگرانکننده را مخابره میکند که "قدرت، خالق حق است".
از اینرو، تحولات جاری در سرزمینهای اشغالی را نمیتوان یک بحران گذرا دانست، بلکه لحظهای تاریخی و تعیینکننده است که به بازتعریف عدالت بینالمللی منجر میشود و نهادهای سیاسی عربی را در برابر انتخابی سرنوشتساز قرار میدهد: یا ادامه مسیر دیپلماسی سنتی یا طراحی راهبردی جامع برای مقاومت که از تمامی ابزارهای ممکن برای توقف پیشروی پروژه صهیونیستی استفاده کند؛ پیش از آنکه حق فلسطینی نابود شود.
دگرگونی در تعریف مسئله فلسطین
آنچه امروز شاهد آنیم، نه صرفاً تشدیدی سیاسی یا نظامی و نه بازیهای لفظی رژیم اشغالگر، بلکه آغاز مرحلهای نوین از پروژهای جایگزین است که در پی ریشهکن کردن مسئله فلسطین است. این پروژه میکوشد آن را از یک مسئله رهاییبخش ملی، به بحرانی داخلی تبدیل کند که بر پایه منطق بیرحمانهی قدرت بازتعریف میشود.
و در میانه این ناهماهنگی، در حالیکه نوار غزه زیر آتش تجاوز ناله میزند، اشغالگر با شتاب فراخوانهای الحاق کرانه باختری را مطرح میکند؛ گویی در سکوت جهان، مجوزی ضمنی برای گسترش اشغال میگیرد.
مسیرهای تحول در مسئله فلسطین
۱. تغییر ماهیت نزاع
دیگر با یک درگیری مرزی یا برخوردی در نقاط تماس مواجه نیستیم، بلکه با نبردی وجودی روبرو هستیم که بر سه محور اصلی استوار است:
* ژئوپلیتیکی: با تجزیه آنچه از سرزمین فلسطین باقی مانده، بهدنبال نابودی عمق ژئوپلیتیک آن است.
* جمعیتشناختی: با گسترش شهرکسازی و فشار برای کوچ اجباری، میکوشد هویت فلسطینی را از بین ببرد.
* نمادین: رسانههای صهیونیستی و حامیان آن تلاش دارند با تقویت روایت "مظلومیت" و " سرپرست قانونی"، دیدگاه خود را بر مسئله فلسطین تحمیل کنند.
۲. موضع عربی و چالش بازدارندگی
در میان سکوت پرسشبرانگیز جهانی، موضع مصر بهعنوان صدایی عاقل و مسئول برجسته میشود. قاهره نهتنها از طریق بیانیههای محکومیت، بلکه با تحرک دیپلماتیک فعال و مبتنی بر میراث حمایت از ملت فلسطین، مخالفت خود را با طرحهای الحاق و تهدید وحدت سرزمینهای فلسطینی ابراز کرده است.
این موضع، که با عقلانیت و میانهروی همراه است، یک ابتکار استراتژیک مهم بهشمار میآید که بر خطرناک بودن این لحظه تاریخی تأکید دارد. مصر بار دیگر بر اصول ثابت خود درباره مسئله فلسطین، بهعنوان مسئلهای غیرقابل مصالحه در مسیر آزادی، تأکید میکند.
با وجود تفاوت در شدت مواضع عربی، مصر به همراه اردن، مسئولیت دفاع از اصل راهحل دو کشوری و حفظ بقایای مشروعیت قوانین بینالمللی را بر عهده گرفتهاند؛ در مقابل طرحهایی که در پی تجزیه و الحاق اجباریاند.
۳. جامعه جهانی و تغییر موقعیت استراتژیک
سکوت غرب، بهویژه ایالات متحده و اتحادیه اروپا، نهتنها نشانهای از همدستی است، بلکه بخشی از بازتعریف موقعیت استراتژیک جدیدیست که بر حفظ قدرت اسرائیل بهعنوان تضمینی برای "ثبات موقت" در خاورمیانه تأکید دارد؛ ولو به بهای نابودی ملت فلسطین.
از آن نگرانکنندهتر، تضعیف نقش بازدارنده نهادهای بینالمللی، بهویژه شورای امنیت است؛ که میتواند به فروپاشی اصل "حاکمیت قانون بر قدرت" و جایگزینی آن با منطق تسلط و مصونیت سیاسی اشغالگر منجر شود.
سناریوهای آینده احتمالی
در صورتی که با روند الحاق بهطور جدی و سازمانیافته مقابله نشود، ممکن است تحولات میدانی به یکی از مسیرهای زیر سوق پیدا کند:
* قانونی شدن تدریجی الحاق: از طریق تصویب تدابیر حقوقی در داخل کنست (پارلمان اسرائیل) و تثبیت گامبهگام واقعیتهای موجود در صحنه میدانی.
* بازگشت انتفاضهای فراگیر و گسترش مقاومت مردمی فلسطینی: بهویژه در شرایطی که وضعیت اقتصادی و معیشتی در کرانه باختری رو به وخامت بیشتر رود و راهحلهای سیاسی مسدود شوند.
* فروپاشی احتمالی تشکیلات خودگردان فلسطین: در صورتی که اختیارات این نهاد عملاً تضعیف یا از آن سلب شود، خلأ امنیتی خطرناکی پدید خواهد آمد که پیامدهای آن، کل منطقه را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
* افزایش واکنشهای عربی: که ممکن است در صورت افزایش فشارهای مردمی، از سطح اقدامات دیپلماتیک و بیانیههای رسمی فراتر رفته و به تدابیری ملموس و شدیدتر بدل شوند.
آنچه بررسی کردیم، تأکید میکند که ما در برابر لحظهای سرنوشتساز در تاریخ مسئله فلسطین قرار داریم؛ لحظهای که میتواند یا نقطه شکست بزرگ باشد، یا لحظه بیداری بزرگی که پروژه فلسطین را بهعنوان یک مسئله آزادیبخش جهانی دوباره زنده کند. این وضعیت با ضرورتی فوری برای حفظ آنچه از مبانی حقوق بینالملل باقی مانده، همراه است.
اصول آزادی ایجاب میکند که واکنشی استثنایی از سوی جامعه بینالمللی و جهان عرب صورت گیرد؛ واکنشی فراتر از محکومیتهای لفظی، که به اقدامی بازدارنده، فراگیر و مؤثر بینجامد؛ اقدامی که حقوق مشروع را احیا کند و آنچه از امید به صلحی عادلانه و پایدار باقی مانده است را حفظ نماید.
خداوند مردم فلسطین را حفظ کند