در حالی که مواضع ضد اسلامی تحت عنوان "اسلامهراسی" طبقهبندی میشوند، این اصطلاح فاقد وضوح مفهومی است. تعریف غربی از اسلامهراسی به عنوان "ترس، نفرت یا تبعیض علیه اسلام و مسلمانان" جامع به نظر میرسد، اما خطر بزرگی را در خود دارد که شامل مشروعیت بخشیدن به تصورات غربی است که اسلام را به عنوان "تهدید احتمالی" به تصویر میکشند.
مفهوم اسلامهراسی، در ذات خود، - چه عمدی و چه غیرعمدی - تمایل دارد اسلام را به عنوان یک نظام ایمانی "مشکلساز" یا "خطرناک" معرفی کند، که به معنای به حاشیه راندن ارزش واقعی اسلام و تقلیل رسالت کامل آن به یک انتخاب فردی است. البته، این دیدگاه با تصور مسلمانان از دین خود، به عنوان وحی الهی، کامل و و بى نقص، در تضاد است.
بنابراین، گفتارها و اعمالی که به اسلام و مسلمانان آسیب میرسانند، نباید به عنوان پدیدههای ناشی از ترس یا تعصب ساده نگریسته شوند، بلکه به عنوان "دشمنی ایدئولوژیک عمدی و هدفمند"، یعنی به عنوان "دشمنی با اسلام".
بنابراین، توصیف اقدامات تحریکآمیز و نژادپرستانه تنها با عنوان "اسلامهراسی" توصیفی ناقص و گمراهکننده است. بسیاری از اقدامات ضد اسلامی در غرب صرفاً بیانگر احساسات غیرعقلانی نیستند، بلکه بخشی از یک گفتمان خصمانه، سازمانیافته و برنامهریزیشده هستند.
بر این اساس، دقیقترین توصیف برای این پدیده "دشمنى با اسلام" است، به ویژه هنگامی که مفاهیمی مانند "آزادی بیان" به عنوان پوششی برای ترویج گفتمانی که اسلام و مسلمانان را در جوامع هدف قرار میدهد، به کار گرفته میشوند.
این دشمنى تنها به جنبه نمادین محدود نمیشود، بلکه به اقدامات تبعیضآمیز سیستماتیک علیه مسلمانان مشروعیت میبخشد و منجر به کنار گذاشته شدن آنها از مشارکتهای اجتماعی میگردد. بنابراین، اتخاذ مواضع نهادی و فکری قاطعتر و روشنتر برای مقابله با این گرایشهای خصمانه ضروری است. سهلانگاری در این زمینه منجر به عادیسازی حملات سازمانیافته علیه مسلمانان، به ویژه در جوامع غربی خواهد شد.
به طور خلاصه، "اسلامهراسی" با وجود شیوع آن، ممکن است گمراهکننده باشد زیرا مشکل را به ترس تقلیل میدهد. در حالی که "دشمنى با اسلام" دقیقترین اصطلاح است زیرا این پدیده را به عنوان یک خصومت ایدئولوژیک، سازمانیافته و برنامهریزیشده توصیف میکند.